علي رضايي- روز دوشنبه كنفرانس خبري رئيسجمهور ايران با حضور بيش از 350 خبرنگار، تصويربردار و عكاس داخلي و خارجي برگزار شد. روزهاي قبل از اين مراسم، محمود احمدينژاد طي سخناني در همايش بزرگ ائمه جماعات و فعالان مساجد با اشاره به صدور قطعنامه عليه كشورمان در شوراي امنيت، از اعلام زودهنگام شرايط گفتوگو با غرب و 1+5 خبر داده بود. بر اين اساس رئيسجمهور ايران در كنفرانس خبري روز دوشنبه به قول خود وفا كرد و با اعلام شرايطي، خبر مهمي را كه همه منتظر شنيدنش بودند، بيان كرد. در فاصله بسيار كوتاه، كم و كيف خبر مزبور تيتر بسياري از رسانههاي داخلي و خارجي شد.
از تعليق کامل تا التماسهاي غرب
روند جديدي که در فعاليتهاي هستهاي ايران از سال 84 اتخاذ گرديد، نويد چنين روزهايي را ميداد؛ روزهايي که ايران نه تنها يک روز تعليق را نميپذيرد، بلکه زورگوييهاي غرب را کاملاً خنثي کرده و آنان را چنان واداشت که از خواسته خود در دوران اصلاحات مبني بر تعليق کامل فعاليتهاي هستهاي ايران منصرف شوند و امروز با التماس از مسئولان ايراني بخواهند تا فقط کمي غرب را همراهي کنند و لااقل از غني سازي 20 درصدي اورانيوم دست بردارند. اما همانطور که شاهديم نهتنها وقعي بر درخواستهاي نابجاي غرب نهاده نميشود بلکه روز به روز بر دامنه فعاليتهاي صلحآميز هستهاي ايران در چارچوب قوانين آژانس بينالمللي اتمي و معاهده NPT، افزوده ميشود و حتي قدرت ايران به جايي رسيده است که رئيسجمهور کشورمان براي مذاکره با غرب و 1+5 شروطي را تعيين ميکند.
موافقتنامه سعدآباد در دوران اصلاحات
در واقع برنامههاي هستهاي ايران در دوران اصلاحات برخلاف امروز حول دايره ديگري ميچرخيد. يکي از ابعاد منفي آن دوران موافقتنامه سعدآباد در آبان سال 82 است که در مهمترين بخش از آن مقرر شده بود:«به منظور اعتماد بيشتر، ايران به طور داوطلبانه تصميم گرفته است که برنامه تعليق خود را ادامه و توسعه داده تا شامل تمام فعاليتهاي مربوط به غنيسازي و بازفرآوري و کليه آزمايشها يا توليد در هر تأسيسات تبديل اورانيوم شود، آژانس از اين تعليق مطلع خواهد شد و از آن دعوت خواهد شد که بر آن نظارت و آن را تاييد کند.» اما واقعيت اين است که تعليق غنيسازي در آن دوران برخلاف ادعاي مسئولان وقت، به هيچ وجه داوطلبانه نبود؛ چنانکه حسن روحاني در نامهاي سرگشاده به رئيس دولت اصلاحات تصريح كرده بود كه «براي جلوگيري از صدور قطعنامه شوراي امنيت پذيرفتيم كه برنامههاي هستهاي ايران را تعليق كنيم و غرب هم متعهد شده كه به ايران سوخت بدهد». اما با وجود آنکه تعهد غرب هيچگاه عملي نشد، سيدمحمد خاتمي رئيس دولت اصلاحات سال گذشته در مصاحبه با يک ماهنامه از اين تعهد عملي نشده غرب به عنوان دستاوردهاي هستهاي خود ياد کرد. گويا خاتمي فراموش کرده بود که پس از موافقتنامه سعدآباد، سفير آلمان در تهران پرده از هدف نهايي کشورهاي انگليس، آلمان و فرانسه از توافقنامه سعدآباد برداشت و در يک برنامه تلويزيوني در پاسخ به سؤال مجري صداوسيما صراحتاً به مردم ايران اعلام کرد:«من نميخواهم شما را فريب بدهم، ما خواستار تعليق هميشگي فعاليتهاي هستهاي ايران هستيم»!
البته ناگفته نماند، توافقات مقامات ايراني و اروپايي در سعدآباد که در نهايت منجر به تعليق کامل فعاليتهاي هستهاي ايران شد و به گفته طرف انگليسي «ميوه عراق در سعدآباد چيده شد» از نگاهي ترجمان ديپلماتيکي بود از آنچه چند ماه پيش از آن برخي افراطيون عضو مجلس ششم در قالب نامه سرگشاده از رهبر انقلاب خواسته بودند. در مرداد سال 82، 127 نماينده اصلاحطلب مجلس ششم طي نامهاي به رهبر انقلاب با تحليل فضاي ديپلماتيک وقت از ايشان ميخواهند با نوشيدن «جام زهر» از طرف ملت ايران، قيد دستيابي به انرژي هستهاي را بزنند:«اگر جام زهري بايد نوشيد قبل از آنکه کيان نظام و مهمتر از آن، استقلال و تماميت ارضي کشور در مخاطره قرار گيرد بايد نوشيده شود.»
بيانيه تهران، جايگاه بحث منطقي
در مقابل توافقنامه سعدآباد، بيانيه تهران را در دولت دهم شاهديم که ميان ايران – برزيل – ترکيه مطرح شد. اما نه تنها پيش از اين بيانيه و حتي پس از آن، جمهوري اسلامي ذرهاي از حق هستهاي خود کوتاه نيامد، بلکه اهرم ديپلماسي فعال در جامعه جهاني به نفع ايران چرخانده شد و جايگاه بحث منطقي براي مسائل هستهاي ايران مشخص شد. لذا ايالات متحده امريکا پس از اقدام زيرکانه و سياستمدارانه ايران راهي غير از آن نيافت که دوباره اعضاي شوراي امنيت را براي صدور قطعنامهاي غيرمنطقي عليه ايران تحريک کند. اما با اين حال غرب پس از آنکه خواب خود را آشفتهتر از آن ديد که بتواند تعبير کند درخواست مذاکره با ايران را مطرح کرد؛ البته با خيال آنکه ميتواند با چماقي همچون قطعنامه، هويج تلخي را به خورد ايران دهد. اما سرانجام روز دوشنبه در کنفرانس خبري رئيسجمهور ايران شاهد بوديم که سياست ايران، ادبيات تهديد را از طرف مقابل برنميتابد و نه تنها به خواست تهديدکنندگان پاسخ مثبت نميدهد، بلکه با قدرت ميايستد و حتي براي مذاکره با غرب شروطي را تعيين ميکند. به هر حال اگرچه سياست و ديپلماسي فعال دولت نهم و دهم از سوي برخي از فتنهگران داخل کشور، ماجراجويانه معرفي ميشود، اما واقعيت آناست که حق مردم ايران در زمينه هستهاي پس از سالهاي تعليق مجدداً و البته به مرور در حال احقاق است و هر روز برگ زريني در اين زمينه ورق ميخورد.
:: موضوعات مرتبط:
سیاسی ,
,
:: بازدید از این مطلب : 171
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0